تبلیغات
بسیجی واقعی - نظری بر فیلم روزهای زندگی

ما در جنگ برای یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. امام خمینی(ره) 67/12/3

نظری بر فیلم روزهای زندگی

نویسنده :ام صدرا
تاریخ:چهارشنبه 31 خرداد 1391-ساعت 16 و 57 دقیقه و 05 ثانیه

چند وقت پیش در مورد فیلم روزهای زندگی چندتا نقد خوندم کلی غصه خوردم که ای بابا! یا فیلم دفاع مقدس خوب نمی سازن یا می سازن این شکلی... خلاصه رفتیم سینما دیدن فیلم دیدم اینقدرا هم که ازش بد گفتن بد نیست ،که هیچ خوبم هست.

فیلم که شروع شد بادیدن کلی مجروح و دل و روده و چشم تکه پاره گفتم: این که توی همه جنگ ها هست توی جنگ که حلوا خیرات نمی کنن، سخن تازه چی داری کارگردان جان؟

اما در ادامه، معنویت در فیلم مشهود بود. صحنه نماز خواندن دکتر و همسرش(صحنه ای که قحطیش توی فیلم دوئل بود)، صحنه دعا خواندن بسیجی مجروح ، صحنه خیره ماندن یکی از شهدا روی عکس معروف شیرخوار اباعبدلله و جمله همسر دکتر که «حالا دوتا چشم دادی اجر خودتو ضایع نکن».

شخصیت پرستاری که از دیدن خون از حال رفت خیلی جالب بود. آدمی که ظاهرش داد می زد روی پر قو بزرگ شده ( البته ما هم الان داریم سعی می کنیم بچه هامونو همین شکلی بزرگ کنیم،با افتخار) ولی به خاطر تکلیفش و حتی به نظرم مبارزه با نفسش ( چون من که از خون می ترسم توجیه می کنم : خب اسلحه که نمی تونم دستم بگیرم، از خون هم که می ترسم؛ حالا که کاری ازم نمی یاد می شینم تو خونم واسه رزمندگان اسلام دعا می کنم انشالله خدا قبول کنه) آمده بود و شهید هم شد و زیبا شهید شد با اینکه از مواجهه با عراقی هراس داشت.

یا آن مجروحی که با وجود سن کمش و خونریزی شدیدی که داشت صداش در نیامد چون می دانست کاریی از دست دکتر و پرستار برنمی آد. هیچی نگفت تا آنها شرمنده نشوند. اما تحمل همه به یک اندازه نیست. مطمئناً مجروحی بوده که از درد فریاد می کشیده و یا از زور تشنگی به همه عالم و آدم بد و بیراه می گفته و...

شمایی که نظرت این است که نشان دادن برخی از صحنه های این فیلم نشان ناتوانی و ضعف رزمنده ها بوده، از خودتان می پرسم آیا این صحنه ها در طول جنگ پیش نیامده؟ یا اگر بوده که حتما بوده نباید نشان داد؟

یکی از اقوام که زمان جنگ رزمنده بود می گفت:« شما فکر می کنید خیلی تروتمیز به جبهه می روید و چندنفر را می کشید و بعد یه گلوله صاف می خوره وسط پیشونیتون شهید می شید. بعضی مواقع اینقدر گلوله از کنارتون رد می شه که دعا می کنید یکیش بهتون بخوره و تیکه پارتون کنه از این صداها خلاص شید.»

همه این مشکلات و سختی ها در تمام جنگ ها چه مقدس و چه غیرمقدس هست اما چیزی که همه اینها را زیبا بله زیبا! می کند هدف است اگر هدف خدایی باشد این صحنه های وحشتناک در نظر رزمنده در معرکه جنگ زیبا جلوه می کند.

پیشنهاد می کنم کتاب تپه برهانی را بخوانید که اگر این کتاب فیلم می شد هزاران برابر فجیع تر از این فیلم در می آمد. یا همین کتاب دا، اگر فیلمش را بسازند شما جرأت دیدنش را دارید؟ پس چطور می شود که رزمنده ها دلشان برای زمان جنگ تنگ می شود؟ نه به خاطر اینکه جنگ زیباست، نه! توی خود فیلم هم نشان داد که ما از جنگ کردن لذت نمی بریم به خاطر روحی که بر جنگ ما مسلط بود و آن توکل و معنویت رزمنده ها و فضایی حاکم بر جبهه ها بود که دل تنگش می شوند.

چرا عادت کردیم چشمهایمان را به روی نیمه پر لیوان ببندیم و ژست آدم همه چیز فهم را بگیریم و فریادمان را بر سر خودی ها بکشیم؟ به هر حال هر کاری که ساخته بشر باشد نقص دارد ولی درست نیست کل  زحمت ها را نادیده بگیریم.

البته برخی از صحنه های آتش فیلم دوبار تکرار شد و یا نقطه ابهام فیلم حداقل برای خودم شهادت آن پزشک ترسو بود نه به خاطر ترسو بودنش به خاطر اینکه تحولی در وجودش دیده نشد و شهید شد. صحنه تحویل اسلحه ها هم خیلی ناشیانه بود من که از اصول نظامی چیزی نمی دانم ، دیگه این را می دانم که اسلحه را فله ای تحویل نمی گیرند که فله ای تحویل بدهند.

ولی در کل فیلم خوبی بود. امیدواریم شاهد بهتر از این اثرها باشیم.



نوع مطلب : مسائل روز