تبلیغات
بسیجی واقعی - نامه ای از سال۶۲

ما در جنگ برای یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. امام خمینی(ره) 67/12/3

نامه ای از سال۶۲

نویسنده :ام صدرا
تاریخ:دوشنبه 25 فروردین 1393-ساعت 07 و 03 دقیقه و 33 ثانیه

باسلام به امام زمان - علیه السلام
ودرود به امام خمینی
سلام به رزمندگان اسلام.اسم من زهرا می باشد.این هدیه را که نان خشک و بادام است برای شما فرستادم.پدرم میخواست به جبهه بیاید ولی او با موتور زیرماشین رفت و کشته شد.من ۹سال دارم و نصف روز مدرسه و نصف روز را قالی بافی می روم.

مادرم کار میکند.ما۵ نفر هستیم.پدرم مرد و باید کار کنیم و من ۹۲ روز کار کردم تا برای شما رزمندگان توانستم نان بفرستم.از خدا میخواهم که این هدیه را از یک یتیم قبول کنید و پس ندهید و مرا به کربلا ببرید.
آخر من و مادرم خیلی روزه می گیریم تا خرجی داشته باشیم. مادرم خودم احمد و بتول و تقی برادرکوچک ماست سلام میرسانیم. خدا نگهدار شما باشد.


نوع مطلب : داستان