تبلیغات
بسیجی واقعی - شرح مختصر از عملیات نصر مرسوم به هویزه

ما در جنگ برای یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. امام خمینی(ره) 67/12/3

شرح مختصر از عملیات نصر مرسوم به هویزه

نویسنده :ام صدرا
تاریخ:چهارشنبه 10 اسفند 1390-ساعت 19 و 04 دقیقه و 43 ثانیه

خانه تکانی چیست؟ پدیده خانه تکانی مصیبتی است بس عظیم که سالی دوبار بر سر جماعت متأهلین فرود می آید و تا مرحله انقراض می بردشان.
مقدمه فوق برای این بود تا دلیل به روز نشدن وبلاگ را خدمتتان عرض کنم الان هم دلم می خواست مطلبی در مورد عملیات والفجر8 بزنم که خدا خواست و ورق برگشت سمت عملیات هویزه
پس هم برای شهدای هویزه و شهدای فتح فاو صلوات بفرستید.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

سوسنگرد جان تازه ای گرفته بود با اینکه تقریبا خالی از سکنه بود و حالت نظامی داشت،رفت و آمد نیروها و عبور مدام تانک ها از جاده حرکت را به شهر برگردانده بود. پس از ماه ها سکون ،فقط خبر یک عملیات بود که می توانست همه را خوشحال و قبراق کند. پس از گذشت چهار ماه از حمله عراق این دومین حمله بزرگ ارتش بود که در چهار مرحله پیش بینی شده بود.

مرحله اول از آزادسازی خیبر و پادگان حمید شروع می شد و پس از آزادسازی کوشک و طلائیه و ایستگاه حسینیه در مرحله سوم به آزادسازی خرمشهر می رسید و در انتها و مرحله چهارم نیز تک به داخل خاک عراق به منظور تصرف حومه بصره ادامه می یافت.

اگرچه طرح عملیاتی گسترده بود اما نیروها درچند ماه اخیر بر اساس تاکتیک «زمین می دهیم، زمان میگیریم» فرمانده کل قوا ابوالحسن بنی صدر، بسیار مضطرب بودند و پتانسیل و توان هر عملیاتی را در وجودشان می دیدند.

قرار بود عملیات از طرف ارتش انجام شود. یعنی ارتش با تجهیزات و نیروی زرهی از نیروهای سپاه و تعدادی داوطلب که از دانشجویان پیرو خط امام(ره) بودند پشتیبانی کند.

عملیات با شرکت 3تیپ زرهی ارتش، 2گردان و چندین گروهان پیاده از نیروهای سپاه در 2محور در روز 15 دی ماه 1359 آغاز شد. محور اول قرار بود منطقه شمال رودخانه کرخه کور را پاکسازی کنند و در محور دیگر قرار بود همزمان لشگر زرهی اهواز با احداث پل بر روی رودخانه کارون در منطقه فارسیات به کرانه غربی بیاید و با پیشروی خود، جاده اهواز خرمشهر را برای تردد نیروهای عراقی ناامن کند. که نیروها در محور اول با استفاده از شکاف موجود در مواضع دشمن ضربات سنگینی را بر نیروهای دشمن وارد کنند.

اما در محور دوم با مشکل تأخیر در احداث پل بر روی کارون برخوردند و با میدان مین مواجه شدند.

مرحله دوم عملیات در روز 16 دی ماه 1359 در حالی آغاز شد که نیروهای عراقی با در دست داشتن پادگان حمید، توان پشتیبانی و تحرک بالایی داشتند. ساعت 11 صبح روز 16دی، در حالی که 3 ساعت از آغاز حمله می گذشت هواپیمای دشمن مواضع نیروهای خودی را آشفته کرد و شدیدترین نبرد تانک بین نیروی زرهی ایران و عراق در گرفت. که تا ساعت 4عصر به طول انجامید.

فرمانده یکی از گردان های زرهی به منظور تجدید قوا دستور یک گام عقب نشینی را صادر کرد. که به محض رسیدن دستور نیروهای زرهی به جای یک گام، چند گام عقب نشینی کردند. در صورتی که نیروهای پیاده که 1500متر جلوتر از تانک ها می جنگیدند از این دستور بی خبر بودند و گرد و غبار منطقه که به دلیل شدت آتش دشمن صورت گرفته بود باعث اشتباه نیروهای پیاده شد و به محاصره تانک ها درآمدند.

محمدرضا باستی از بازماندگان حادثه می گوید"«تا ظهر برتری با ما بود، لیکن از بعدازظهر آتش دشمن غلبه کرد و شلیک های انها یک لحظه قطع نمی شد. دائم شلیک می کردند.دامنه جنگ هم وسعت زیادی پیدا کرده بود به طوری که تا کیلومترها به طرف راست جاده جوفیر در جبهه عراق آتش ردوبدل می شد. به درستی معلوم بود که از صبح با تعداد کمی نیروها را مشغول نگه داشتند و از پشت جبهه شان را تقویت کرده. بچه ها به همدیگر می گفتند نکند ارتش دارد عقب نشینی می کند. بعضی دیگر می گفتند نه دارند تغییر موضع می دهند. یک مرتبه دیدیم تانک های عراقی با زاویه 45درجه به سمت ما می آیند. بچه ها به سمت ارتش خودمان به طور سینه خیز و دولادولا تغییر حرکت بودند. یکمرتبه دیدیم بچه ها فریاد می کشند بخواب اینها عراقی اند . دیدم که بله، از نیروهای خودمان خبری نیست تانک های سوخته و خراب را گذاشته بودند و عقب نشینی کرده بودند، ما محاصره شده بودیم و هیچ راه فراری نداشتیم.»

همچنین نصرت اله محمودزاده در کتاب حماسه هویزه اینچنین می نویسد:« دو هواپیمای عراقی که بالای سر بچه ها پدیدار شدند همه را در جا میخکوب کردند هیچ کس انتظارش را نداشت. از شروع حمله این اولین باری بود که نیروی هوایی دشمن وارد عمل می شد.نیروها زیر آتش سنگین دشمن ناگریز به عقب نشینی شدند. به خاکریز که رسیدیم همه به سنگرها پناه بردند. پشت خاکریز حال و هوای ساعت قبل را نداشت خلوت خلوت شده بود نه از تانک ، نه نفربر و نه از تجهیزاتی که ساعتی قبل پشت خاکریز بودند خبر نبود.اوضاع مشکوک به نظر می رسید. بدون اطلاع پشت بچه ها را خالی کرده بودند.... چاره ای جز عقب نشینی نبود ما طوری در محاصره بودیم که بیشترین هنرمان فرار از چنگال عراقی ها بود»

در این عملیات حدود 140 تن از نیروهای مؤمن، متعهد و انقلابی بسیج و سپاه که تعدادی از انها از دانشجویان پیرو خط امام بودند همانند فرمانده خود حسین علم الهدی مردانه ایستادند و در اوج مظلومیت در غربت به شهادت رسیدند و تنها عده کمی توانستند با استفاده از تاریکی شب خود را به نیروهای خودی برسانند.