تبلیغات
بسیجی واقعی - توی كه نشناختمت!

ما در جنگ برای یك لحظه هم نادم و پشیمان از عملكرد خود نیستیم. امام خمینی(ره) 67/12/3

توی كه نشناختمت!

نویسنده :ام صدرا
تاریخ:دوشنبه 28 فروردین 1391-ساعت 21 و 14 دقیقه و 25 ثانیه

با حسرت سرش را انداخت پایین و گفت: خوش به حال آنهایی كه رشته‌شان مرتبط با فناوری هسته‌ای است.

تعجب كردم و پرسیدم: چرا؟ جواب داد: چون در شهادت به رویشان باز است.

هرچه گفتم قبول نكرد. ناامید بود از اینكه روزی شهید شود...

اصلاً شهید چه كسی است؟ شاید به خاطر تكریم از دست رفتگان در جنگ جزء اعتباریاتی باشد كه خودمان برای خود وضع كردیم. شاید...

گفت‌وگوی ما با جناب آقای رجبعلی ؛ مدرس مدرسه قرآنی كانون قرآن و عترت دانشگاه تهران زوایای دیگری از این بحث ارزشی ر ابرای‌مان روشن می‌كند. امیدوارم شما هم مثل بنده جواب سؤال‌هایتان را در این زمینه به خوبی دریافت کنند.

- به عنوان اولین سوال ، مبدأ و منشأ واژه شهید به معنای كسی كه در راه خدا كشته می‌شود از كجا و چگونه وارد زبان عرب شده؟

- این‌كه بگوییم واژه شهید عربی است اشتباه است. عرب غیر از عرف اسلام و قرآن است حالا دست بر قضا این‌ها از یك بستر مشتركی برخاستند اما واژه، واژه جدیدی است. مثلاً در همین چند سال اخیر واژگان جدیدی در ادبیات ما وارد شده كه قبل‌تر مابه‌ازاء نداشته.  مثل تلفن كه الان واژه فارسی‌اش می‌شود دورگو. شهید واژه توحیدی است و با انبیاء ورود پیدا كرده. حالا در هر زبان به یك نوع تلفظ می‌شده. این مفهوم با این تعریف خاص وضع توحیدی دارد. از آن واژگانی نیست كه ساخت بشر باشد. به این معنا ساخت بشر نیست كه به این مفهوم شما می‌توانید این واژه را بدهید. حالا این مفهوم در زبان‌های مختلف چرخیده. فرض كنید كلمه‌ای را مابه‌ازاء این مفهوم بگذراند. مفهومی داریم كه این كلمه با یك بار معنایی خاص در آن بوده منتها در قرآن یك بلوغی در لفظ یا كلام مورد ملاحظه است . این است كه شما از مفهوم شهید هم بحث شیرینی را دریافت می‌كنید هم علم و شهود را و هم آن اتفاقی كه طرف به قتل می رسد در راه خدا. در قرآن واژه شهید به دو معنا آمده  یكی در مورد اسماء و صفات الهی و دیگر راجع به شهادت دادن اعضاء و جوارح است. در قرآن اطلاق شهید قتلوا... است یعنی كسی كه در راه خدا كشته شود. در ادبیات قرآنی ما می‌بینیم  از متن قرآن و عترت  شهید زاده شده. مبدأش می‌تواند از همان حضرت آدم (علیه السلام) و قتل حضرت هابیل باشد.   ‌

- پس اینكه می‌گویند از ماده شهد مشتق شده به معنای چشیدن یا شیرینی است درست نیست؟

- شما وقتی می‌گویید سوبسید یعنی یارانه معنی‌اش این نیست كه كلمه یاری و یار وجود ندارد. شهید یك اصطلاح است . اصطلاح هم دو نوع است حكیمانه  و غیرحكیمانه. وقتی در وضع آن اصطلاح حساب و كتابی باشد می‌شود حكیمانه. وقتی حكیمانه نباشد خیلی روی واژه‌اش نمی‌توانید حسابی باز كنید ممكن است طرف اسم خودش را روی اختراعش بگذارد. نمی‌توانید سه حرف اصلی ازش دربیاورید و نمی‌توانید از مشتقاتش چیزی دربیاورید كه مفهوم داشته باشد. ولی در مورد شهید چون از بطن قرآن و الفاظ اهل‌بیت(علیهم السلام) استفاده شده شما می‌توانید رویش حساب كنید. اگر اینطور نگاه كنیم آن‌وقت معنا پیدا می‌كند. یك طرفش معنای چشیدن و شهد و  شیرینی است. و باز در روایات شیرینی مظهر عشق و ایمان است.

- اینطور كه شما فرمودید شهید اصطلاحی بوده كه در زمان انبیاء بوده و فقط به زبان عربی نمی‌گردد.درست است؟

- مفهوم كلمه منظورم است. خود كلمه به زبان عربی برمی‌گردد. طلوع مفهوم شهید به معنای كسی كه در راه خدا كشته شود با انبیاء بوده. محصول نظام توحیدی است.به عربی كه ترجمه می‌شود دقت‌های ویژه‌ای پیدا می‌كند. نه عربی عرب، عربی قرآن و اهل بیت(علیهم السلام). در قرآن به این معنا نیامده ولی در سیاق و عرف اهل بیت(علیهم السلام) مفهوم اطلاق شهید كشته در راه خدا را می‌گویند. ما قرآن و اهل بیت(علیهم السلام) را یكی می‌گیریم و اینطور می‌گوییم كه پس روی لفظ و واژه‌اش هم می‌شود حساب كرد. چون حكیمانه است. یك معنای دیگرش علم و حضور است كه دست بر قضا خود علم بودنش با آن چشیدن و وشیرینی هماهنگ است و ارتباط پیدا می‌كند. شما چیزی كه خوب فهمیده باشید می‌گویید چشیدم یعنی با تمام وجود دركش كردم، اینجا می‌شود علم ویقین. شهید در ادبیات اهل بیت( علیهم السلام) معیار برای خوبی می‌شود. چطور در بدی‌ها می‌خواهند بگویند یك چیزی بد است می‌گویند الغیبة اشد من الزنا در خوبی‌ها هم معیار داریم مثل حج عمره و شهید.همه چیز اینطور نیست. شهید مظهر كسی است كه به لقاء خدا می‌رسد از جنبه عاشقانه عبودیت.

- در ادامه صحبتتون این سوال  پیش می آید كه شهید به كسی گفته می‌شود كه در معركه جنگ كشته می‌شود؟

- از همان صحبت قبل كمك میی‌گیرم بعلاه یك نكته اضافه‌تر.بعضی از اعمال است كه انجامش اجر شهید را دارد مثلاً خواندن سوره تكاثر در نماز مستحبی اجر 50 شهید را دارد و در نماز واجب اجر 100 شهید. معنی‌اش این است كه این سوره با تحققش در وجود انسان ، او را در جایگاهی قرار می‌دهد كه چه كشته بشود چه كشته نشود در آن جایگاه قرار دارد. به آن جایگاه شهادت اطلاق می‌شود.

- ولی فقط خواندن منظور بوده وگرنه می‌گفتند تحقق در وجود انسانی. یعنی كسی كه یكبار سوره تكاثر را در نمازش شبخواند واقعاً با آن شخصی كه بختی می‌دهد به خودش و جهاد می‌كند هم درجه اند؟

- بله وقتی دارند این را می‌گویند می‌خواهند من هم كه فقط دارم به زبان می‌آورم هم امید داشته باشم.این سوره به صورت ملكوتی‌اش به شكلی است كه انسان را در یك همچنین جایگاهی قرار می‌دهد.

صحبت سر مقایسه نیست. ولی ممكن است در یك درجه باشند. علم و معرفتی كه شخص دارد خیلی در رتبه بااهمیت است. اعمالی كه در دنیا انجام می‌دهیم بهانه است از این باب كه معرفت پیدا كنیم. شما سر غذا بسم ا... می‌گویید تا به معرفت بسم‌ا... سر غذا برسید. تمام این اعمال بهانه‌هایی است برای لقاء خدا و درك حقیقت. كسی هم كه كشته می‌شود كاری می‌كند كه به درك حقیقت برسد. برای خدا چه فرقی می‌كند كسی با كشته شدن به درك آن حقیقت برسد یا با به زبان آوردن و در وجود خودش جاری كردن همان مفهوم.

از لحاظ ظاهری هم اینطور می‌شود كه این آدم اگر در شرایط مشابه قرار بگیرد همان جهاد عملی را برمی‌گزیند. منتها شرایط برایش شرایط جنگ عملی نبوده. این به هرحال شهید است چه بكشند او را چه نكشند.

خیلی‌ها هستند در نظام جمهوری اسلامی ، دشمن از این‌ها ناامید است كه بتواند فریبشان بدهد.نه می‌تواند شبهه در آنها ایجاد كند كه از عقیده‌اش برگردد نه می‌تواند كاری كند كه دست از كارهایش بردارد. تنها یك راه می‌ماند اینكه او را بكشد یا برایش آرزوی مرگ كند. دشمن را در یك بن‌بستی قرار داده؛ او عملاً شهید است ولو اینكه در بستر بمیرد. شهادت یك جایگاه است در جبهه حق كه اگر كسی به آن جایگاه برسد اگرچه كشته نشود شهید محسوب می‌شود. مثل این‌كه بگویند اینجا بایستی موبایلت آنتن می‌دهد و ارتباطت وصل می‌شود. در زندگی یك جاهایی وجود دارد كه اگر درست عمل كنیم و در آنجا بایستیم شهید می‌شویم و ای بسا افضل شهدا.

نكته ای كه خواستم به مطلبم اضافه كنم این است كه  چطور می‌گوییم آب در یك دمای خاصی بخار می‌شود و در یك دمای خاصی یخ می‌زند؛ در عوالم مختلف ممكن است موضوعی شكل عوض كند. اگر بخواهیم معنای شهید را در آن دنیا متوجه شویم باید به این عبارت زیارت جامعه كبیره رجوع كنیم؛ «شهدا دارالفناء و شفعاء دارالبقاء». همان آدمی كه در دارالفناء یعنی این دنیا به آن شهید می‌گوییم همان آدم در دارالبقاء شفیع می‌شود.

- یعنی این یك امتیازی است كه به شهدا می دهند؟

- نه. اینطور نیست كه بگوییم شما شهید شدی این رابه عنوان پاداش می‌دهیم. چون بحث عمل و جزای عمل می‌تواند صورت‌های مختلفی داشته باشد عالیترین صورتش این است كه خود آن عمل جایگاهی است و شما همان زمانی كه آن عمل را انجام دادید در آن جایگاه حضور دارید. آن روی عملت می‌شود بهشت نه مزد و پاداش آن‌طور كه ما در اعتباریات خودمان مزد می‌دهیم. مثل دیتاهای كامپیوتر است كه آن سمت به صورت صفر و یك تعریف شده ولی ما اصلاً یك چیز دیگری می‌بینیم.وقتی می‌گوییم شهید یعنی در دارالفناء شهید است و به دارالبقاء كه برسد همان شهید شفیع می‌شود.

- اما حدیثی داریم كه وقتی اولین قطره خون شهید بر زمین ریخته می شود تمامی گناهان او آمرزیده می‌شود. این امتیاز شهید در معركه است.

- ببینید این مزیت نیست این علامت است. مثل اینكه به شما بگویند هر وقت می‌خواستی ببینی دعایت مستجاب می‌شود و خداوند به تو نظر می‌كند علامتش این است كه اشكت جاری شود نه این‌كه اگر خواستی دعایت مستجاب شود گریه كن. خورشید همیشه می‌تابد من و شما باید زاویه‌مان طوری باشد كه در شعاع تابش خورشید قرار بگیریم. یعنی اینقدر بچرخیم و تلاش كنیم، وقتی در زاویه خورشید قرار گرفتیم یكی از علامت‌هایش ریخته شدن خونمان است كه بقیه می‌گویند عاقبت به خیر شد. موضوع به این نقطه رسیدن است. ریخته شدن خون علامت است. علامت‌های دیگری هم است كه یكی از آنها ریخته شدن خون است.

- درجه بندی خود شهدا چگونه است؟ اینكه می‌گوییم شهدا به حضرت عباس(علیه السلام) غبطه می‌خورند یعنی چه؟

- تصویر ما از درجه‌بندی گاهی اشتباه است. راجع به خود اهل‌بیت (علیهم‌السلام) هم همین‌طور است. شما می‌توانید بگویید كدام‌یك از ائمه درجه و رتبه بلاتری نزد خداوند متعال دارند؟ ما بعضاً تصویر كودكانه‌ای نسبت به این موضوع داریم. من نمی‌گویم درجه‌و رتبه‌بندی نیست نه وجود دارد ولی بیاییم اول برای خودمان این مسأله را یك‌بار برای همیشه جا بیندازیم. وقتی برای شما از امام حسین (علیه‌السلام) می‌گویند ،گفته می‌شود امام حسین و یارانش. یك امام حسین(علیه‌السلام) است كه در اوج قرار دارد و یارانش به بركت وجود او در این جبهه قرار گرفتند.دیگر تمایزی وجود ندارد. چون برخی از سر مرام و معرفت آمدند بعضی‌شان هم عالم مسلّم بودند همه در یك سطح نبودند ولی همه را می‌گوییم یاران امام حسین(علیه‌السلام)

- یعنی شهادت فیلتری است كه هركس با هر جایگاهی از این فیلتر رد شود به حیات ابدی می‌رسد.

- بله شهادت حكم كیمیا را دارد. حالا كه این بحث جا افتاد می‌گوییم وقتی یك حضرت مریم(سلام ا..علیها) وارد بورس آفرینش شد قیمت من و شما كلی آمد بالا اصلاً دوتا نیست كه ما بگوییم این بالاتر ما پایین‌تر یعنی شاخص كشید بالا.حالا در این بستر می‌گوییم بله حضرت مریم این جایگاه را دارد. در مورد امام حسین(علیه‌السلام) هم همینطور است. سیدالشهدا در حالی كه سرور شهداست و رتبه‌اش از همه بالاتر است خودش قیمت همه شهداست. یعنی سیدالشهدا بودن او كلی به قیمت من اضافه می‌كند. سیدالشهدایی باید باشد تا اسم من را بشود گذاشت شهید آنوقت است كه مرتبه در این بستر خودش را نشان می‌دهد.

اگر ما یك هنچنین دركی داشته باشیم به صواب و درستی نزدیك‌تر است تا مثل ارتش رتبه‌بندی كنیم بگوییم این دسته از شهدا ستوان آن دسته سرهنگ كه اینطور نیست.

مثلاً شهدای جنگ و انقلاب می‌گویند چرا امام خمینی كه در بستر از دنیا رفت رتبه و درجه‌اش از ما بالاتر است؟ خیر همه شهدا به عشق خمینی و به اطمینانی كه به شهادت او در مورد درستی كارش داشتند رفتند وگرنه جان كه بادمجان نیست. شهدا می‌گویند امام خمینی اگر انقلاب نمی كرد اصلاً برای ما بستر شهدات وجود نداشت.

- چرا ما به كشته‌های جنگ خودمان شهید می‌گوییم ولی برای كشته‌های جنگ دیگر كشورها این تعبیر را به‌كار نمی‌بریم؟

- اگر خاطرتان باشد گفتیم شروع مفهومی به نام شهادت با انبیا بوده. یعنی فرقی نمی‌كند آنها هم اگر در ساختار نبوت و توحید تعریف بشوند شهید حساب می‌شوند.

- به نظر شما اگر كسی از خارج از كشورمان حالا از هر جای دنیا به مزار شهدای ما بیاید این تصور برایش پیش نمی‌آید كه كشته‌های جنگ‌شان را تقدیس می‌كنند؟

- دلیل اطلاق شهید ،شجاعت در جنگ و گذشتن از جان نیست اگر اینجور بود به كسی كه در بستر از دنیا می‌رود شهید نمی‌گفتیم.دلیلش چیز دیگری است و آن جبهه توحید است. حالا در وضع بیرونی ممكن است با قتال همراه شود.آن چیزی كه شهید را شهید می‌كند شجاعت و ایثارش نیست حتی كشته شدندش هم نیست اینكه در راه ارزش‌های جزئی مثل ناموس و وطن هم باشد نیست. بله گردو گرد است ولی هر گردی گردو نیست. البته ما منكر ارزش‌های كشته‌های جنگ‌های دیگر نیستیم به هرحال به یك سطحی از فهم رسیده  به همان دلیل هم دارد دفاع می‌كند و این ارزشمند است و ارزش خودش را دارد و كسی كه باید محاسبه كند ما نیستیم. ما گنبد می‌سازیم برای كسی كه در بستر از دنیا رفته و به او هم شهید می‌گوییم. پس در اصل شهدات فقط حیثیت قتل موضوعیت ندارد.

- پس این حدیث كه می‌فرمایند «حب الوطن من الایمان» چه جایگاهی دارد؟

- وقتی حدیثی را می‌گوییم  به خواستگاه آن هم باید توجه داشته باشیم. مثلاً از امام خمینی جمله‌ای است كه فرموده بودند:« هركس صلوات بفرستد ساواكی است» جریان این بوده كه در مجلس سخنرانی ساواك تعدادی آدم فرستاده بوده برای برهم زدن نظم مجلس مدام صلوات بفرستند. امام هم این جمله را فرموده. حال اگر جایگاه كلام را نگوییم برداشت عكس می‌شود. زمینه این حدیث هم این بحث را می‌طلبد كه، محبت موضوع چند لایه است. كسی كه محبت دارد در همه شئون زندگی محبت دارد. نمی‌توان به كسی كه با خانواده خود بی‌محبت است ولی در بیرون از منزل به بقیه محبت می‌كند گفت انسان بامحبت چون كسی كه محبت دارد با هركس مواجه می‌شود این محبت را دارد. وطنش را هم به عنوان همّ و دغدغه زندگی‌اش دوست دارد. كسی كه حب وطن داشته باشد نمی‌تواند حب خدا را نداشته باشد. اگر غیر از این بود این انسان با محبت نیست.

ثانیاً حب الوطن من الایمان مثل حدیث النظافه من الیمان است . یعنی هركس مسواك زد مؤمن است؟ یعنی اگر جرج بوش هم مسواك زد نشانه ایمانش است؟ نه دارد در ساحت مؤمنان تهییج می‌كند به نظافت به عرق به وطن. یعنی ایمانی كه تو داری باید بروز بیرونی هم داشته باشد كه از نشانه‌ها و شاخص‌هایش -البته نه شاخص تام- نظافت و حب به وطن است.

- در ادامه آن فرمایشات شما كه فرمودید شهادت یك جایگاه است می‌توان نتیجه گرفت كه ممكن است كسی در معركه جنگ كشته شود ولی شهید نباشد. این كار ما را سخت می‌كند و تشخیص را برای ما دشوار می‌كند.

- ما عموم را در نظر می‌گیریم مگر خلافش ثابت شود. جو عمومی جو سالم بوده. روحیه عموم شهدا روحیه والایی بوده این وسط به فرض استثنائاتی هم پیدا شود دلیل نمی‌شود بگوییم هیچكدام به آن جایگاه نرسیدند مگر خلافش ثابت شود.

در سیره پیامبر(ص) هم فقط یك مورد داریم  كه آن شخص را قتیل الحمار معرفی می‌كنند آن هم به خاطر اینكه توجه بدهند كه صرف كشته شدن در جنگ موضوعیت ندارد ولی شما دیگر جایی نمی‌بینید كه پیامبر(ص) تعیین كنند این شهید است یا این شهید نیست. بنیاد شهید هم بر همین اساس اقدام كرده.

- در قرآن آیه‌ای است كه مضمونش می‌فرماید شما فكر می‌كنید به جنگ نرفتید و كشته نشدید و سود كردید به هرحال شما می‌میرید. این سوال پیش می‌آید كه چه چیزی در شهادت است كه می‌ارزد به زندگی دنیایی؟

- شاخصه‌ای وجود دارد كه همه انسان‌ها با آن آشنا هستند و آن شاخصه نفع و ضرر است. اگر افق دید انسان كوتاه باشد فقط نفع و ضرر دنیای را می‌بیند ولی اگر افق بلند باشد در حساب  نفع و ضرر ،آن دنیا و حیات ابدی را هم لحاظ می‌كند. افق دید آدم‌ها متفاوت است. یزید به نظر خودش و به اندازه عقلش كار درستی كرده بود كه به نفعش بود.در این آیه خداوند متعال دلالت می‌دهد انسان را به تعقل. بیاییم یك چرتكه‌ای بیندازیم ببینیم واقعاً ارزش دارد یا نه! من اگر به یاری جبهه حق نروم كشته نمی‌شوم خب حالا بگوییم 50 سال بیشتر هم عمر كنم - كه این را كسی تضمین نداده و حتی نمی‌دانم با چه كیفیتی بقیه عمرم را سپری می‌كنم- 50 تا گوسفند اضافه‌تر و 100تن برنج و اینقدر روغن بیشتر می‌خورم. واقعاً نمی‌ارزد به معامله‌ای نقد با سعادت ابدی و عاقبت به خیری؟هركس همین آیه را بفهمد شهید است یعنی جانش كف دستش است. شهید زنده است چون روزی معنوی دارد.از آیه ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل ا... امواتاً... می‌توان نتیجه گرفت هركس روزی معنوی ندارد در فرهنگ قرآن مرده است. بالاتر از این دیگر چه می‌خواهیم. انشالله كه همه ما به این سعادت نائل شویم.

- خیلی ممنون از وقتی كه در اختیار ما گذاشتید.

- موفق باشید.  



نوع مطلب : شهیدشناسی  تحلیلی